جمعه 28 شهریور 93- به جای من کیا می ره ایران

خرید بک لینک

روز چهارشنبه 17 سپتامبر هر دومون رفتیم مصاحبه. من کلا طوری حرف زدم که کیا رو به جای من انتخاب کنند. خودم از صمیم قلب دوست داشتم که کیا رو بگیرند. چون من بالاخره یک کاری پیدا می کردم. ولی کیا با این انگیزه و تلاش کمش برای پیدا کردن کار شانسش کمتر از منه.

کیا خیلی امیدوار بود و برگشتیم خونه.

چهارشنبه از سیدنی بهم ایمیل زدند و بهم گفتند که اگه هنوز مایلم براشون کار کنم برام آفر رو بفرستند. شروع کار از دوشنبه دو هفته بعد یعنی 23 سپتامبره.

خیلی خوشحال شدم. انتظارم برای سیدنی بی نتیجه نبوده. به کیا گفتم:"ولی اون خوشحال نشد و گفت:" ولش کن. اگه من تو این هاست ورک کار پیدا کنم که لازم نیست بریم سیدنی"
گفتم:"هنوز که خبری نیست. تا زمانی که آفر بهت ندن، چطور می تونی مطمئن باشی که کار رو گرفتی. اگه خدای نکرده این هاست ورک هم هر دومون رو رد کنه، چه کنیم؟ پولی برامون نمونده که . اون یک ذره پس انداز ایرانمون رو باید بیاریم اینجا خرج کنیم."

بهشون ایمیل زدم و گفتم باشه. آفر رو بفرستند.

روز پنجشنبه 24 دسامبر همچنان منتظر هاست ورک بودیم که بهمون خبر بدن. اگه کیا رو اکی می کردند باید به سیدنی زنگ می زدم و درخواست کارشون رو رد می کردم.

عصر کیا رفته بود کلاس و من و فرازی تو خونه تنها بودیم. ملودی از هاست ورک بهم زنگ زد و بهم گفت که شما قبول شدید ولی باید از معرفهایی که دادین تحقیق به عمل بیاد. شما مشکلی که ندارید؟"

گفتم:"نه! "

خوب این خبر خوبی بود. چون مرحله تحقیق از معرفها، مرحله آخره و هر کی به این مرحله برسه یعنی 98 درصد کار رو گرفته. ولی خوب به کیا چی گفتند؟ نکنه از هر دومون خواستند تحقیق کنند؟!

به کیا اس دادم و قضیه رو براش گفتم.

کیا اس داد و گفت:" من رو رد کردند"

کیا خیلی حالش گرفته بود. چون خیلی امیدوار بود که اون رو قبول کنند.

آفر سیدنی هم اومد. زیاد جالب نبود. حقوقش خیلی کم بود. یعنی نصف اون چیزی که درخواست کرده بودم. 40 هزار تا در سال. با این حقوق تو سیدنی نمی شد زندگی کرد. باید باز هم بخشیش رو از جیب می دادیم.

ولی با این همه نمی تونستم جواب رد بهشون بدم. چون هنوز از هاست ورک جواب قطعی نگرفته بودم و اونقدر اینها امیدم رو ناامید کرده بودند، نتونستم نقد رو به نسیه ترجیح بدم.

کیا که حسابی ناامید شده بود زنگ زد از ایران 2 هزار دلار دیگه پول فرستادند و رفت برای خودش بلیت خرید. من هم بلیتم رو کنسل نکردم. گفتم همون روز دوشنبه 22 سپتامبر کنسل می کنم.

...

دوشنبه 31 شهریور 93- یکی از قشنگترین روزهای من...

ما را در سایت دوشنبه 31 شهریور 93- یکی از قشنگترین روزهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 7:26

صفحه بندی